الملا فتح الله الكاشاني
290
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آنست كه انك لرسول اللَّه كه قول ايشانست كذب باشد و شبهه نيست در آنكه آيه دالست بر آنكه حقيقت ايمان بقلب است و مشعر بر آنكه هر كه چيزى گويد كه اعتقاد خلاف آن داشته باشد كاذبست * ( اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ ) * فرا گرفتند آن منافقان سوگند خود را كه بدروغ ميخورند يا شهادت خود را كه جارى مجراى حلفست در تاكيد * ( جُنَّةً ) * سپرى يعنى آن را وقايه خود ساختند تا بسبب آن از قتل و سبى ايمن باشند مانند اهل حرب كه سپر را آلت حفظ خود ميسازند * ( فَصَدُّوا ) * پس باز مىدارند مردم عوام را بالقاى شبهات باطله و كلمات واهيه * ( عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * از اتباع راه حق كه طريق اسلامست هم چنان كه فعل مبتدعه است و ميتواند بود كه صدوا از صدود مشتق باشد نه از صد كه متعديست و معنى اينكه باز مىايستند از دين خداى * ( أَيْمانَهُمْ ) * بدرستى كه ايشان * ( ساءَ ) * بد عمليست * ( ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * آنچه هستند كه ميكنند از اظهار ايمان و ابطان خلاف آن و از صد مردمان از ايمان يا صدود خودشان از تصديق و اذعان و در ساء معنى تعجب است كه آن تعظيم امر ايشانست نزد سامعان * ( ذلِكَ ) * اين قول ايشان كه شاهد است بر بدن اعمال ايشان يا اين حال مذكوره از نفاق و كذب و استجنان بايمان * ( بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ) * بسبب آنست كه ايشان گرويدند به زبان يعنى بكلمهء شهادتين ناطق شدند و خود را در ذى اهل اسلام به مسلمانان نمودند * ( ثُمَّ كَفَرُوا ) * پس نگرويدند بدل يعنى بعد از آن ظاهر شد كفر ايشان و مبين گشت نفاق ايشان از اقوال ايشان مثل اينكه ميگفتند ان كان ما يقول محمد حقا فنحن خمير و مانند قول ايشان در غزوهء تبوك أ يطمع هذا الرجل ان يفتح له قصور كسرى و قيصرى هيهات و مثل اينست قوله تعالى يَحْلِفُونَ بِاللَّه ما قالُوا وَلَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ يعنى ظاهر شد كفر ايشان بعد از قبول كردن اسلام و قوله تعالى لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ و دور نيست كه معنى آيه اين باشد كه گفتند در ظاهر با مؤمنان كه از شمائيم و در خلوت با رؤساى خود گفتند كه در كفر خود راسخيم و به مسلمانان استهزا ميكنيم كقوله تعالى وَإِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَإِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ و احتمال آن دارد كه مراد اهل رده و منافقان باشند و معنى اينكه ايمان آوردند وقتى كه آيتى مشاهده كردند پس كافر شدند در حينى كه استماع شبهه باطله كردند از رؤساى خود * ( فَطُبِعَ ) * پس مهر نهاده شده * ( عَلى قُلُوبِهِمْ ) * بر دلهاى ايشان تا بسبب اين علامت ملائكه ايشان را از اهل ايمان امتياز كنند يا